تبليغاتX
http://asrae .blogfa.com
آخرین اخبار تحلیل و گزارش های روز فلسطین
اوضاع و احوال رژیم اشغالگر قدس دیگر نشانی از آن روزهای پر زرق و برقی که سران صهیونیسم وعده اش را داده بودند، ندارد، چه آنکه اساتید دانشگاه حیفا و متخصصان امور اسرائیل تاکید دارند که این رژیم در 60 سالگی خود نشانه هایی از عقب گرد و سقوط را در تمام سطوح سیاسی و اخلاقی و اجتماعی و نظامی به نمایش گذاشته است.
دکتر "محمود یزیک" استاد کرسی پژوهشهای خاورمیانه در دانشگاه حیفا می گوید : اسرائیل پس از 60 سال از تاسیس خود با هیچ موفقیتی مواجه نیست چه آنکه پیروزیهای نظامی آنها در قدس ،غزه ، کرانه باختری ، نوار غزه ، جولان و سیناء مربوط به گذشته بوده و اکنون دیگر شاهد ادامه آن موفقیتها نیستیم و با شکست این رژیم در برابر حزب الله نوار این موفقیتها قطع شده و این شکستها در داخل جامعه اسرائیل همه را به ستوه آورده است .
جامعه اسرائیلی اکنون با حالت بحران شدیدی مواجه است و این حالت در صورت ادامه اشغال کرانه باختری و نوار غزه افزایش خواهد یافت، زیرا این رژیم آخرین و تنها رژیم آپارتاید در جهان خواهد بود که سیاست تبعیض نژادی را میان مردم پیاده می کند و این بدلیل وجود بیش از 1.2 میلیون فلسطینی در میان یهودیان ساکن مناطق اشغالی فلسطین است که برخوردهای از نوع نژادپرستانه اسرائیلی ها با آنان موجب تنگ تر شدن حلقه درگیری می شود و آنها به جهت مخالفت با سیاستهای متفاوت اسرائیلی ها در برابر خود و فرق گذاشتن میان آنها و یهودیان و نابرابری در حقوق اجتماعی مشکلات تازه ای را برای این حکومت نامشروع خلق خواهند کرد .
اسرائیل در 15 یا 20 سال اخیر دیگر یهودی به شمار نمی آید چون تعداد بسیاری از مهاجران از روسیه آمدند که هنوز هم آیین های دین مسیحی را اجرا می کنند . از سوی دیگر یهودیان فلاشا که سیاه پوست هستند همچنان در جامعه اسرائیلی مطرود بوده و سایر یهودیان مهاجر به فلسطین می کوشند که با آنها تعاملی نداشته باشند و این طبقه از یهود از نوعی ظلم و ستمگری اجتماعی رنج می برد که آشکارا باعث درگیری اجتماعی آنها با طبقه دیگر شده است . این تازه آغاز درگیری داخلی در اسرائیل محسوب می شود.
نقشه احزاب اسرائیل نشانگر نوعی جبهه بندی شدید بین گروههای مختلف اسرائیلی است. روسی ها برای خود احزابی دارند و مهاجران از کشورهای عربی برای خود حزبی دارند و یهودیان اشکنازی هم حزبهای خود را دارند و میان این ریشه های مختلف نزاعی فرهنگی و تلاش برای چیره نمودن فرهنگ خود بر دیگران مشاهده می شود .
مهاجران روسی اعتقاد دارند که فرهنگ آنها از فرهنگ جاری اسرائیل والاتر است و هرگز نمی پذیرند که فرهنگ و تمدن آنها زیر سایه دیگر فرهنگها قرار گیرد بلکه به عکس همچون یک جامعه مستقل عمل می کنند و مراکز هنری و فرهنگی تاسیس کرده اند که تنها روسی الاصلها در آن فعالیت دارند و در آن زبان روسی را به رسمیت می شناسند هر چند که در اسرائیل زبانی رسمی به شمار نمی آید. آنها روزنامه ها و رادیوهای روسی زبان دارند و به زبان روسی می نویسند و هرگز نخواسته اند که در جامعه اسرائیل هضم شوند و محو گردند بلکه یک جامعه مستقل و جدا از دیگر یهودیان شکل داده اند که این خود یکی از علل فشار و بحران در اسرائیل است.
فلسطینی ها نیز بیش از 20 %‌از جامعه اسرائیلی را شکل داده اند و به زبان عربی سخن می گویند و فرهنگی صرفا عربی دارند که فلسطینی است و به فرهنگ اسرائیلی هیچ ارتباطی ندارد و آرمانها و نگرشهایی کاملا متفاوت با دیگر قشرهای جامعه اسرائیلی در پیش گرفته اند.
این ساختار نامتجانس جامعه اسرائیلی همچون بمبی ساعتی است که در آینده نزدیک احتمال انفجار آن بسیار است. کسی که از بیرون به این رژیم نگاه می کند گمان می برد که جامعه اسراییلی به دستاوردهای بزرگی دست یافته است ولی این تنها نمای ماجرا است و زیر این چهره زیبا و بزک شده، نیروها،‌فرهنگ های ناهمگون موجود با یکدیگر در نزاع هستند و درگیرند و با آنکه هنوز این نزاعها به حد برخورد نرسیده است اما شدت آن در حال افزایش بوده و این امر طبیعتا موجب انفجار داخلی خواهد شد .
رشد جمعیتی برتر فلسطینیان بزرگترین تهدید
اشغال به مثابه نفرین و نابودی و مرگ اسرائیل است چرا که سرزمین فلسطین آنگونه که اسرائیلی ها برنامه ریزی کرده بودند از ساکنان اصلی خالی نشد و همینطور اشغال کرانه باختری و نوار غزه باعث شد تعداد فلسطینیان تحت حکم اسرائیل افزایش یابد و تغییر بافت جمعیتی یکی از علل فشاری بود که آنها را واداشت از غزه عقب نشینی کنند و کرانه باختری نیز به رغم وجود کانتونها و جدایی مناطق و ساخت مستعمره های یهودی فرق چندانی با غزه ندارد و مشکل ساکنان همچنان پابرجاست و در جریان امور اسرائیل تاثیر می گذارد و از همین روست که اسرائیل می کوشد از بخشهایی از کرانه باختری که جمعیت آن بسیار افزایش یافته و به اصطلاح جای سوزن انداختن در آن نیست رهایی یابد .
جنگ لبنان به مثابه زلزله ای برای اسرائیل بود و برای اولین بار جامعه اسرائیلی را با معضل حقیقی مواجه کرد به گونه ای که هرگز نتوانستند با خسارتهای ناشی از این جنگ کنار بیایند. این بدان معناست که زمان پیروزیهای نظامی برای اسراییل گذشته است و معادلات منطقه و تصویر کلی منطقه خاورمیانه تغییر کرده است و سلطه گری و گردنکشی نظامی اسرائیلی به دست توانمند یک گروه نظامی کوچک و نه به دست ارتشهای مجهز و سازماندهی شده، پایان یافته است.
فرار از خدمت سربازی
استاد یزیک با پرداختن به موضوع فرار جوانان اسرائیلی از خدمت نظامی در ارتش اشغالگران به این نتیجه اشاره دارد که این موضوع باعث می شود که اسرائیل دست به ماجراجویی نظامی تازه نزند و زمانی که ارتش این رژیم در آخرین مانور تمرینی خود قصد داشت نیروهای ذخیره را بکار گیرد شاهد کندی و نافرمانی نیروهای ذخیره بود و برخی هرگز در این سربازگیری احتیاطی مشارکت نکردند.
با این همه اسرائیل باز هم به خشونت و افراطی گری دست می زند چرا که شخصیت سلطه گر و خودکامه گر سخت است که به این آسانی از اسب خود پایین بیاید.
فروپاشی طرح دولت بزرگ
در این رابطه استاد علوم سیاسی در دانشگاه حیفا و دانشگاه تل آویو دکتر "اسعد غانم" معتقد است که اسرائیل پس از چند دهه پیروزی و پیشرفت در زمینه های مختلف اکنون در حال پسرفت و رکود است.
اسرائیل در مقایسه با جهان عرب به شکوفایی اقتصادی دست یافت و در 30 سال اغازین تاسیس از لحاظ نظامی به پیروزیهایی بزرگی رسید و کوشید که بین یهودیان مهاجر از تمام نقاط جهان اتحادی به پا کند ولی در 30 سال اخیر این رژیم از مشکلاتی در زمینه هویتی و اتحاد داخلی و اجتماعی و در زمینه فساد بسیار رایج و نیز ضعف نظامی در برابر نظامهای امروز منطقه رنج برده و می برد.
شکست اسرائیل در برابر حزب الله در جولای 2006 شاید با معیارهای نظامی زیاد بزرگ به نظر نرسد اما همه اسراییلی ها را بهت زده کرده و شدیدا به هراس افکند.
طرح اسرائیل برای تشکیل دولت بزرگ و قوی در منطقه موسوم به " از نیل تا فرات" به رغم پیشرفت اقتصادی این رژیم در حال فروکش و فراموشی است، چرا که سطح سیاسی این رژیم با مواجهات و نبردهای بی سابقه ای روبرو شده است که بدلیل کاهش توان بازدارندگی نظامی و اضمحلال اتحاد داخلی و افزایش خشونت در داخل این جامعه و نیز فسادی که در این جامعه جاری شده و تا حد سرنگونی حکومت تقویت شده است، وجود آنرا تهدید می کند. درخواستهای مدنی گروه های مختلف مهاجران روسی و غیره نیز اسرائیل را به مرحله دیگری از بی ثباتی و عدم امنیت داخلی رسانده است.
دکتر غانم سخن خود را با این نتیجه گیری به پایان می رساند که انتفاضه های فلسطینیان (اول در سال 1987 و دوم در سال 2000 ) نقش بسیار بزرگی در روند رو به افول و سقوط از اوج اسرائیلی ها داشته است و اسرائیل از زمان انتفاضه اول در جنگی فرسایشی با فلسطینی ها و جهان عرب بوده است و توان نظامی افراطی که در جنگ بر ضد فلسطینیان بکار می گیرد تلاشی است برای این که به خود و جهان عرب اثبات کند که همچون گذشته قدرت برترمنطقه محسوب می شود حال آنکه واقعیت میدانی برتری جریان دیگری را در منطقه به اثبات رسانده است.

منبع:خبرگزاری قدس

+ نوشته شده در  87/03/19ساعت 10:52  توسط آرزومند پیروزی فلسطين  | 

دولت صهیونیستی مخالفت شدید خود را با آزادی اسیر هشتاد ساله فلسطینی که 26 سال از عمرش را در زندان های اسرائیل گذرانده است، اعلام کرد.
آوی دیختر، وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی در این باره گفت: "این اسیر قاتل محسوب می شود و هرگز نباید او را آزاد کنیم."
شیخ عباس زکور، نماینده فلسطینی های مقیم اراضی اشغالی 48 در کنست می گوید: "مسئله آزادی سامی خالد یونس، اسیر هشتاد ساله فلسطینی که 26 سال از عمرش را در زندان های اسرائیلی بوده است، در دستور کار کنست گنجانده شده است. وی علاوه بر آنکه در زندان سکته قلبی کرده و یک بار هم عمل جراحی در مورد روده اش انجام شده است، از مشکل مفاصل نیز رنج می برد. ضمنا قدرت بینایی و شنوایی وی نیز رو به ضعف گذارده است."
این نماینده عرب کنست افزود: "نکته عجیبی که در خصوص پرونده سامی خالد یونس وجود دارد، آن است که شاباک (سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی) بعد از آنکه عمر این اسیر فلسطینی از مرز هفتاد گذشت، با آزادیش موافقت نمود ؛ ولی سازمان زندان ها تا کنون که وی از مرز هشتاد نیز گذشته، این کار را انجام نداده است و دلیل این امر نیز اختلاف موجود میان این دو نهاد امنیتی صهیونیستی است."
منبع:مرکز اطلاع رسانی فلسطین

+ نوشته شده در  87/03/19ساعت 10:50  توسط آرزومند پیروزی فلسطين  | 

در جهان امروز يکي از مهم ترين مشخصه های نظام بين الملل حمايت جهاني از حقوق بشر است که دوری و نزديکي به آن بر حيثيت و اعتبار دولت ها نزد ديگر بازيگران بين المللي اثر مهمي دارد.اين مسئله سبب مي گردد تا بسياری از کشورها در سياست خارجي خود حقوق بشر را مورد لحاظ قرار دهند. البته فعاليتهای سياسي کشورها در عرصه روابط بين المللي نسبت به حمايت از حقوق بشر با تعهدات حقوقي و قانوني آنان نسبت به موازين بين المللي حقوق بشر اعم از کنوانسيون ها ، ميثاق ها و اعلاميه های حقوق بشری که بيانگر ميزان تعهدات و التزام کشورها نسبت به استانداردهای بين المللي حقوق بشر است متفاوت مي باشد.
بر همگان آشکار است اگر چه از ديدگاه حقوق بين الملل کلیه کشورهای عضو جامعه بين الملل اعم از بزرگ و کوچک دارای حقوق برابر هستند و نظام بين المللي بر اساس برابری حاکميت کشورها استوار گرديده است ولي در دنيای واقعيتها راه و رسم ديگری حاکم است و با توجه به اينکه امروزه در پرتو انقلاب ارتباطات ، گردش آزاد اطلاعات و همبستگي و وابستگي روز افزون جوامع بشری به يکديگر اثر رويدادها و تحولات اجتماعي سياسي مهم در يک کشور تنها محدود به آن جامعه نبوده بلکه بازتاب برون مرزی خاص خود را در پي خواهد داشت .
بايد هزاران بار تأکيد کرد که تأسيس اسرائيل در قلب خاورميانه سرنوشت مردم اين منطقه را به گونه ای انکارناپذير دگرگون کرد و تداوم حيات رژيم صهيونيستي با حمايت غرب ، سياستهای توسعه طلبانه و ماهيت نظامي اين رژيم غير قانوني و برخورداری از پيشرفته ترين سلاحهای متعارف و هسته ای مهم ترين مسئله منطقه خاورميانه قرار گرفت . البته نبايد از نظر دور داشت اگر چه بنياد اسرائيل در قلب خاورميانه گذاشته شد اما در واقع پديده ای برآمده از اروپا بود .صهيونيسم که موجب ايجاد يک حکومت غير بومي استعماری در خاورميانه شد حاصل برآيند تحولات بي سابقه اروپای سده نوزدهم ميلادی با فرهنگ و مذهب يهود بود.
به هر حال بر کسي پوشيده نيست که تجاوزگری، حمله، اشغال، قتل عام و کشتار ديگران از جمله خصايص اصلي رژيم اشغالگر صهيونيستي از بدو تأسيس آن است. اين رژيم از بدو تأسيس هر جا که مجالي پيدا کرده است به کشتار و قتل عام کودکان، زنان، سالخوردگان و هر موجود جانداری در سرزمين فلسطين پرداخته است و در اين ميان هم از هيچ قدرت بين المللي و کسي بيم و واهمه ای نداشته است. به طور مثال حقيقت بيان ناشده ای که در مورد محاصره نوار غزه وجود دارد آن است که چنين محاصره ای بر اساس قوانين بين المللي نوعي نسل کشي به شمار مي رود و گرسنه نگاه داشتن محاصره شدگان و امتناع از کمک و امدادرساني به آنان يک جنايت جنگي به حساب مي آيد و بي هيچ ترديدی ناديده گرفتن وضعيت موجود در نوار غزه و سکوت در برابر آن يک جنايت آشکار است. بد نيست بدانيد در زماني که جنبش حماس در انتخابات 25/1/2006 مجلس قانون گذاری فلسطين پيروز شد رژيم صهيونيستي حلقه محاصره خود عليه نوار غزه را تشديد بخشيد تا جنبش حماس را وادار به قبول شروط کميته چهارجانبه يعني به رسميت شناختن اسرائيل، توقف مقاومت و پذيرش توافقات به امضاء رسيده ميان تل آويو و تشکيلات خودگردان نمايد و وقتي با مقاومت حماس در مقابل فشارهای مداوم رو به رشد خود مواجه شد به محاصره ادامه داد و در اين مسير جامعه بين الملل را نيز با خود همراه ساخت.
بعد از اجرای عمليات پاکسازی نوار غزه نيز که در تاريخ 15/6/2007 صورت گرفت رژيم اشغالگر قدس حلقه محاصره هوايي، دريايي و زميني خود را باز هم تنگ تر کرد و نوار غزه را به عنوان يک رژيم متخاصم اعلام نمود و تمامي گذرگاههای مرزی نوار غزه را بست و مانع از ورود يا خروج اهالي نوار غزه شد. ضمن آنکه از وارد شدن کالاهای ضروری نيز ممانعت به عمل آورد و حتي نوار غزه را به قطع سوخت تهديد کرد و در تاريخ18/1/2008 نيز وزير جنگ رژيم اشغالگر قدس دستور بسته شدن کامل گذرگاهها را صادر نود و به فاصله 2 روز از اين ماجرا، صهيونيستها روند سوخت رساني به نوار غزه را به طور کامل متوقف ساختند . به هر حال اقدامات جائرانه رژيم صهيونيستي که در بالا بدان اشاره شد باعث فلج شدن کامل نوار غزه و توقف تمامي فعاليتها در عرصه آموزش، بهداشت، صنايع، تجارت و ساختمان سازی گشت که البته وضعيت با قطع برق نوار غزه و کاهش ميزان سوخت و آب هرچه بغرنج تر شده و خواهد شد.
و در آخر بايد بيان داشت که وضعيت در فلسطين(نوار غزه و ...) بسيار بدتر از آن است که انسان توان تصور آن را بکند و هر توصيفي که در مورد وضعيت نوار غزه در سايه سنگين محاصره بيان مي شود هرگز نمي تواند بيانگر واقعيتهای موجود و سکوت جهان در برابر آن باشد.

منبع : thefactnews.com

+ نوشته شده در  87/03/06ساعت 12:28  توسط آرزومند پیروزی فلسطين  | 

بحران هويت از جمله بحرانهای مهمي است که رژيم صهيونيستي با آن مواجه است . بروز بحران در اين مقوله زمينه آسيب جدی در پيکره جامعه را فراهم مي آورد که در نهايت نه با کارآمدی سياسي و اقتصادی بلکه فقط با رسيدن به هويتي معلوم و مستقل مي تواند رفع شود.به عبارتي حفظ هويت يهودی يکي از مهم ترين دغدغه های رهبران سياسي و فکری يهود را چه در اسراييل و چه در خارج از آن تشکيل مي دهد. رأی غالب يهوديان آن است که بزرگترين خطر برای يهوديان استحاله هويت آن ها در دراز مدت است. به همين دليل است که مي بينيم صهيونيسم تلاش بسيار مي کند تا به نحوی بر بحران هويت مزبور غلبه يافته و جامعه يکپارچه ای را تأسيس کند.
جنبش سياسي صهيونيسم در اين راستا نيز تاکنون بيکار ننشسته است . از اين رو شاهد طرح الگوهای مختلف هويت بخشي در درون جامعه اسرائيل هستيم که هريک با تمسک به مبنايي از قبيل مذهب، فرهنگ، تاريخ و ... سعي مي کند به ترکيب ناهمگن موجود در اسرائيل انسجام بخشد.
از جمله اين رويکردها مي توان به موارد زير اشاره کرد:
الف)هويت واحد تاريخي: مطابق اين ديدگاه حق تاريخي يهود از ناحيه حکومت باستاني شان در فلسطين به آنها اجازه مي دهد اقدام به تأسيس جامعه مستقلي در ديار نياکانشان نمايند. بديهي است که تحليلگران تاريخي نمي توانستند در مقابل اين ادعای سست صهيونيستها ساکت بمانند؛ در نتيجه تعداد قابل توجهي از آثار انتقادی که هويت و حق تاريخي صهيونيستها را با استناد به تاريخ زير سوال مي برد تأليف و منتشر شد که نشان مي داد اگر تمسک به چنين حقي در تاريخ اساساً جايز باشد اعراب به مراتب محق ترند تا صهيونيستها.
ب)هويت مذهبي: در عهد عتيق آمده که اين سرزمين را من به ايشان مي دهم ...(به فرزندان اسراييل) و صهيونيستها با استناد به باورهای مذهبي شان سعي مي کنند چنين هويتي را ايجاد کنند که اين امر متعاقباً جريان های انتقادی بسياری را حتي از درون جامعه يهودی به دنبال داشت.
ج)هويت نژادی: اين هويت با تکيه بر يافته ای زيست شناسانه سعي در تمايز نژاد يهود از غير آن دارد. البته بديهي است که علم و فرهنگ امروزی ديگر نمي تواند دعاوی نژاد پرستانه را پذيرفته و تأييد کند بنابراين اين هويت افسانه ای بيش نيست.
د)هويت فرهنگي: صهيونيستهای فرهنگي با تأکيد بر روی عناصری چون زبان، ادبيات و آداب و رسوم باستاني يهوديان و شيوع آن در جامعه فعلي سعي مي کنند هويت مورد نياز را ايجاد کنند اما حقيقت آن است که تنوع گروههای مهاجر و آرمان غير ديني صهيونيستها راه را بر تلاش های فوق مسدود نموده و چنان که معلوم است اسراييل همچنان با بحران هويت مواجه است.
و در آخر اين سوال پيش مي آيد که آيا ممکن است که جامعه ايي يهودی بدون تعريف دقيقي از هويت فرد يهودی تشکيل شود؟؟؟

منبع : thefactnews.com

+ نوشته شده در  87/03/06ساعت 12:25  توسط آرزومند پیروزی فلسطين  |